((عروق‌))، يعني سرخرگ‌، سياهرگ و عصب‌، به مجموعهٴ سازواره متصل است‌. او مشاهده كرد كه‌ ميان حركت ريه و ضربان قلب و شريان‌ها رابطه‌اي وجود دارد. او تحليل دستگاه عروق را بهبود بخشيد. او كار ناي‌پوش‌1 و دريچه‌هاي دهليزي - بطني‌2 را شرح داد. او اعصاب محركه و حسي‌ را شناخت‌، توصيف هروفيلوس را از مغز بهتر كرد و مخ و مخچه را به دقت از هم تميز داد و آزمايش‌هايي بر روي موجودات زنده انجام داد تا ساختمان آنها را بشناسد. اكتشافات آسيب‌شناسي‌ زيادي بدو منسوب است‌. او نخستين پزشكي بود كه نظريهٴ مربوط به اخلاط را كلاً رد كرد. هم‌چنين‌ اولين كسي بود كه ميان حفظالصحه و درمان فرق گذاشت و براي اولي اهميت بيشتري قايل شد. از اين رو بر پرهيز غذايي‌، ورزش مخصوص‌، حمام كردن و غيره تأكيد مي‌ورزيد. او با مداواي‌ غيرطبيعي‌، استعمال داروهاي زياد و فصد پياپي مخالفت كرد. او كاشف سُنْد S شكل‌3 است‌.
اراسيستراتوس و هروفيلوس هر دو به تشريح انسان زنده متهم شده‌اند. اتهام به وسيلهٴ كلسوس‌4 در كتابش‌، در معالجات5 (نيمهٴ اول سدهٴ اول‌)، وارد شده و توسط ترتوليان‌6 (متولد حدود 115 دركارتاژ، متوفي پس از 220) از آباي كليساي لاتيني‌، و بعداً باز به وسيلهٴ قديس‌ اوگوستين تكرار گشته‌. كار هروفيلوس در زمينهٴ بريدن جنين نيز از طرف ترتوليان‌، كه نفرتش از شرك و هرچه با آن مربوط مي‌شود شديد بود، تقبيح شده‌؛ با اين حال‌، جالينوس دربارهٴ اين‌ تشريح انسان زنده كلمه‌اي اظهار نمي‌كند، و اين اتهام را بايد اثبات نشده تلقي كرد.

اودموس اسكندراني‌

اودموس‌7 در حوالي نيمهٴ قرن در اسكندريه برآمد. او كالبدشناس‌، و معاصر جوان‌تر هروفيلوس‌ و اراسيستراتوس بود. بر روي سلسله اعصاب‌، استخوان‌ها، غدد (لوزالمعده‌)، هم‌چنين اندام‌هاي‌ جنسي زنان و رويان‌شناسي مطالعات عميق‌تري كرد.

و. فن‌آوري هلنيستي‌

سوستراتوس‌

سوستراتوس‌8 كنيدوسي درنيمهٴ اول سدهٴ سوم ق م برآمد. او معمار روشن‌خانهٴ9 (فاروس‌) اسكندريه بود، كه در عصر سلطنت بطليموس فيلادلفوس‌، در حدود 279 تكميل شد. هم در گسترش دريانوردي و هم معماري‌، اين عمل حادثهٴ مهمي بود.


epiglottis .1
2 auriculo-ventricular valves. ، او دريچه‌اي را كه در سمت راست است‌، سه لتي Tricuspid ناميده است‌.
S-shaped catheter .3
Celsus .4
de re medica .5
Tertullian .6
Eudemos .7
Sostratos .8
lighthouse .9